خدمات پژواک

بخش عکاسى پژواک

پوشش خبری انتخابات

صفحه ویژۀ معادن

Afghan Peace Process Special Page

خدمات پيام هاى تجارتى پژواک

Daily Newsletter

Language
Sending Time (GMT / Kabul time)

دو دختر جوان یک پدر فقیر به اميد بينايى دوباره زندگى مى کنند

دو دختر جوان یک پدر فقیر به اميد بينايى دوباره زندگى مى کنند

Nov 25, 2017 - 19:26

کندهار (پژواک، ٤قوس ٩٦): خاطرۀ ٢٠ساله و صابرۀ ١٨ساله، دو باشندۀ شهر کندهار که باهم خواهر اند، ١٦سال قبل ديد چشمان شانرا در اثر يک حادثه از دست داده اند.

این دو دختر یک پدر فقیر، اکنون به امید دریافت دوبارۀ دید چشمان شان اند.

این دو خواهر، دید چشمان شان را در اثر یک حملۀ هوایی، در حالی از دست داده اند که تنها دو-سه سال از به دنیا آمدن شان گذشته و هنوز رنگهای جهان را به خوبی ندیده بودند.

خان محمد پدر فقیر این دو دختر، درحالیکه اشک از چشمانش جاری بود،  این داستان تلخ از تکه های قلب خود را بیان کرد.

وی که خودش نیز معیوب است و فرزند دیگری به جز این دو د ختر ندارد، در شهر  کندهار در بدل پول تکسيرانى مى کند.

خان محمد که دست دو دخترش را گرفته بود و برای مصاحبه با آژانس خبری پژواک، به صحن خانه بیرون می کرد، سخنان خود را اينچنين آغاز کرد: "دو تنها دختر من سالم به دنیا آمده بودند؛ اما صدای هولناک بمباردمان هوایی، نور چشمان شان را گرفت."

وی اضافه کرد حدود شانزده سال قبل، نیروهای خارجی به سرکردگی امریکا حملات هوایی شان بالای افغانستان را تازه آغاز کرده بودند و روزهای سقوط حاکمیت طالبان آغاز شده بود، که خانوادۀ شان در آن زمان در چهارراهی دند شهر کندهار مستقر بود.

به گفتۀ وی شب از نیمه گذشته بود، هنوز اذان صبح نشده بود، همه به خواب شیرین رفته بودند که ناگهان صدای هولناک منطقه را لرزاند، همه چیز در گرد و غبار ناپدید شد و همه را از خواب بیدار کرد.

وی افزود که طیاره های نیروهای خارجی، بالای یک ساختمان که در همسایگی خانۀ ایشان قرار داشت و جنگجویان عرب در آنجا مستقر بودند، حملۀ هوایی انجام داده بود.

وی علاوه کرد که اگرچه ظاهرا این بمباردمان، اعضای خانوادۀ شان را کشته و زخمی نکرد؛ اما برای آنها یک بحران بزرگ آفرید.

به گفتۀ وی، چند روز بعد فهمید که خاطره و صابره، هر دو دخترش، دید چشمان شان را از دست داده اند و یک نوع حالت غیرعادى برای شان پیدا شده است.

وی گفت که دختران خود را در آن زمان پیش یک داکتر نشان  داده و او برای شان یک اندازه دوا داد؛ اما این دوا مشکل دخترانش را برطرف نکرد.

آن، همان روز هايی بود که مردم از ترس حملات نیروهای خارجی، به پاکستان در حال گریختن بودند که وی نیز خانوادۀ خود را به کویته منتقل کرد و خودش برای حفاظت خانه، در کندهار ماند.

وی گفت که دوهفته بعد خودش نیز به کویته رفت و در آن زمان، دخترانش را به هدف تداوى به شفاخانۀ آغاخان در شهر کراچی برد.

به گفتۀ وی، هفتصد هزار کلدار مصرف درمان دخترانش می شد؛ اما وی این پول را نداشت و ناکام برگشت.

خان محمد افزود که در چند سال گذشته، به دروازۀ مقامات حکومتى و پولداران زياد مراجه کرده؛ اما هيچ کسى به وى کمک نکرده است.

او گفت: "سال گذشته تصميم گرفتم که دخترهاى خود را براى تداوى به هند ببرم؛ اما توان اقتصادى نداشتيم، امسال باز تصميم گرفتم که تداوى دخترهاى خود را در ترکيه انجام دهم؛ اما براى اخذ ويزه به ستيتمنت بانک نياز است که حد اقل بايد ١٠ لک افغانى در بانک داشته باشم؛ اما نه تنها که اين پول را ندارم، بلکه پول علاج دخترهاى خود را نيز ندارم."

موصوف افزود که اولاد ديگر ندارد و تداوى دو دخترش، به يگانه آرمان بزرگ زندگى وى مبدل شده است.

موصوف گفت که ديگر نمى تواند درد دختران خود را به تنهايى تحمل نمايد، ساير افراد پولدار بايد با وى کمک نمايند که تداوى دخترهايش انجام شود و جهان خود را به چشمان خود ببيبنند.

موصوف با چشمان پر از اشک گفت: "وضعيت دخترانش براى وى خيلى رنج آور است، آنها که همسالان خود را مى بينند، از وى پرسان مى کنند که ما چرا ديد نداريم و چه زمانى دوباره بينا مى شويم؟"

او افزود که مايوسى اش از اين بابت تا حدى رسيده که چند بار تلاش خودکشى نموده؛ اما دخترهايش از اين کار جلوگيرى کرده اند.

موصوف از حکومت و افراد پولدار خواست که با يک پدر، در بخش تداوى دو دخترش  کمک نمايند.

صابرۀ ١٨ ساله با صحبت آهسته در مصاحبه با آژانس پژواک گفت: "یگانه امیدم این است که دوباره بينا شوم، بار دوش خانواده نباشم و مانند ساير دخترها زندگى کنم، تعليم نمايم و مصدر خدمت به وطن شوم."

موصوف با صداى گريه آميز افزود که پدرش معيوب و ناتوان است، اميدهاى آنها را بر آورده کرده نمى تواند، وقتيکه در مورد خواسته هاى دل با پدر صحبت مى کنند، موصوف خيلى مى رنج مى برد و براى آنها بدون گريه هيچ ندارد.

موصوف از حکومت خواست که در تداوى آنها کمک نمايد؛ تا چشمان شان دوباره بينا شود.

خاطرۀ ٢٠ ساله نيز گفت که يگانه آرزويش اين است که دوباره بينا شود و مانند افراد ديگر زندگى کند.

موصوف به پژواک گفت: "پدرم براى تداوى ما به اشخاص زياد مراجعه کرده، و پيش شان زارى نموده است؛ اما همۀ آنها بدون منت، کار ديگرى نکرده اند."

او افزود وقتيکه در مورد زندگى همسالان خود چيزى مى شنود، اين موضوع وى را رنج مى دهد که چرا در اين وضعيت است و سزاى کدام گناه را مى بيند؟

گزارش های مربوطه:


Download “Pajhwok” mobile App, on your smartphone to read and access latest news, features, interviews, videos and photos about Afghanistan.

   

تبصره کنيد

اعلانات

Advertisement